.jpg)
سلام من شوشو هستم
امرو شرفیاب شدم اینجا تا ببینم این خانمی دوست داشتنی من
با کیا می گرده و می چرخه و می حرفه.
البت به قول برو بچ یه وخ فکرای ناجور نزنه به سرتون که شوشو به
ی و ناموسش(با اجازه البت)اعتمادات نداره ها نه
ولی خب همون طور که همتون مستحضرید امشب که قراره بیاد شب یلدا یا همون شب چله ی برو بچز خودمونه.
خلاصه که منم موندم به یه عمر که نه چون هنوز به سال نکشیده
چه جور دل
ی رو به دستات بیارم
خلاصه شروعیدم به مطالعات
گوناگون اعم از ریش سفید محل که همون مش قربون خدا بیامرز
که دیروز رفت سر خاک زنش تا حالا هم برنگشته .نمی دونم چرا؟
و رفتم مسجد محل پیش حاجی
که بعد از یه مشت احادیث که تلپی انداخت تو مخ صاب مرده ی ما
گفت باید دل حاجیه رو به دست بیاری هیچ یه کمی هم به جیب وامونده خجالت بدی
(نشون به اون نشون که
موقشنگ من
تا حالا تو خواب هم حاجی نه ببخشید حاجیه نشده
حالا این یارو این جوری گفته الله اعلم
)خلاصه دردسرتون ندم امشبه رو با اعیال قراره بریم کبابی سر خیابون...یکی دوسیخ کباب مشت بزنیم تو رگ
شمام بفرمایین...نگفته نمونه که این نامرد بقالی سر کوچه آنچنان امروز جیبم رو خالی کرد که هنوزم شژش های ته جیبم در حال جفت اندازیند
چشمتون روز بدنبینه.سرجمع یه شیش کیلو میوه شد خدا تومن
مرتیکه فکتور نمی دونم چچی تور بود داده دستم
با اون دست خط خرچنگیش
که بذاری تو آفتاب دو ماراتن می ذارن
خب بی خیل اینا همه فدای یه تار موی
مم زیادی پر حرفی کردم تازه بهتونم نمی گم که رفتم بازار طلا فروشا دو تا النگو مشتی واسش گرفتم تا امشبه دستش کنم
یه وقت فکر نکنه شوشو به فکرش نیستن خدایی ناکرده زبون دشمنمون لال و کور و کر
خلاصه که باید یه کمی تو دار باشم نه
دیگه بذار یه کمی هم به خونه دوممون که مال
هست صفا بدیم.هر چند که این خانمی ما هزار تا خاطر خوا داره و سر و دسته که اینجا و اونجا شکسته شده به خاطرش ولی خب
منم نمی گم هزار تا هوو دارم که ازسرو کولم می رن بالا
دیگه اینا یه طرف ...
حالا این همه امدین اینجا با دهان خشک و خالی یه وقت نرینا
بیاین یه چیزی بزنیم به معده تا بعدآ بیشتر مذاکرات رو ادامه می دیم
این گوگولی که همتون دارین می بینین یه روزایی هم محل ما بود بعد وضعش توپ شد
رفتن از این هندونه بزرگا گرفتن میلوندن
اینم یه پذیرایی مفصلات


بدرودات








